تبليغاتX
غم+ تنهایی= پسری در گرداب
د

 
يه پنجره با يه قفس يه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو يه خاطرس همينو بس
تو اين مثلث غريب ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر ميرسم از اونور شب اومدم
يه شب که مثل مرثيه خيمه زده رو باورم
ميخوام تو اين سکوت تلخ صداتو از ياد ببرم
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
بايد که از اينجا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام شوق رسيدن تو تنم
تو حجم سرد اين قفس منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم از آرزوهای محال
قصه ما تموم شده با يه علامت سوال
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
بايد که از اينجا برم فرصت موندن ندارم

                                          نیلوفر لاری پور 

بدون تو سنگم کنار تو ابرم

بیا تا گریه کنم سر اومده صبرم

نه خنده مونده برام نه گریه مونده برام

فقط یه کابوس کشنده مونده برام!

کسی که هستیشو به وعده هات داده

یه بار بپرس چرا به این روز افتاده

یه حس گیج وسمج همیشه همدممه

میگن شکنجه بسه میگم بازم کممه!

نگات چرا چشمی به من نمیدوزه؟

چرا برای دلم دلت نمیسوزه؟!

تو فکر وذکر منی ولی ازم دوری

دلت نخواسته منو نگو که مجبوری!

                                  حسین صفا


از تو مگه میشه گذشت

یا میشه خوابتو ندید؟!

اونم برای قلبی که

به خاطر تو می تپید!

از تو مگه میشه گذشت

تو که صدای بارونی

تو که تا انتهای عشق

تو خاطراتم می مونی

برام یه آرزو شده

صدای پای بودنت

هستیمو پر پر می کنم

فقط برای بودنت!

دل کویری منو

پر از گلای خنده کن

تو این قمار بی هدف

یه بار منو برنده کن!

یه آشیون ساخته دلم

برات تو آغوش نسیم

کنار عشق من بمون

بذار به فردا برسیم...

                نیلوفر لاری پور

 

+ نوشته شده در  Tue 3 Nov 2009ساعت 9 PM  توسط ام  | 

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگیاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه!

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیس ، نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که
یهو میون زندگی افتادم!

یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی نابو داره


اگه یکی باشه منو بفهمه
براش غرورمو به هم می زنم
گریه که سهله ، زیر چتر شونه اش
تا آخر دنیا قدم می زنم!

حامد عسگري

خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست!
فقط می ‏خواس همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواس نیمه مونو دیده باشیم
تموم لحظه‏ های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست
خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود!

چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می ‏بینم می ری و می ‏بینی می رم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه می شه زنده باشم ، نه بمیرم
نمی گم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقد دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می ‏رسیدیم
داره رو دست ما می ‏میره این عشق!                 افشين يداللهي

آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن 

منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن

منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه 

 نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جابذار

به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار 

پگاه موسوی

نذار که سفره ی دلت

پیش غریبه وا بشه

این بغض نشکسته باید

سهم خود خدا بشه!


پا به دنیای فرشته ها بذار

دنیای فرشته ها حقیقته

واسه تو که بوی آسمون میدی

گم شدن تو زندگی ، مصیبته!

آخرین نشونه ی رسیدنی
که واسه همیشه بی نشون میشی

پا رو مخمل ستاره ها بذار
داری همسایه ی آسمون میشی

وارث نجیب زخمای درشت

طاقت دلای پرپر نداری

سرتو رو شونه های من بذار

وقتی عاشقی و سنگر نداری!

                 عبدالجبار كاكايي


شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه

شبیه عکس یك رویاست تو خوابیدی جهان خوابه!

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده!

تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی

شب از جایی شروع میشه که توچشماتو میبندی! 

تو را آغوش میگیرم تنم سر ریز رویا شه

جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه!

تورو آغوش ميگيرم هوا تاريكتر ميشه

خدا از دستهای تو به من نزدیکتر میشه

تمام خونه پر میشه از اين تصویر رویایي

تماشا كن تماشا كن چه بيرحمانه زيبايي!

               روزبه بماني

 


هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم!
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم!
انقد ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی!
ترسم اینه که رو تنت،جای نگاهم بمونه!
یا كه روی تیشه ي چشات،غبار آهم بمونه!
تو پاک و ساده مثل خواب،حتی با بوسه می شکنی!
شکل همه آرزوهام،تجسم خواب منی
حتی با اینکه هیچکس،مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام،حقیره ، لایق تو نیست!

                                 اردلان سرفراز

Every night in my dreams
هر شب توي رویاهام
I see you. I feel you.
می بینمت، احساست می کنم
That is how I know you go on.
و به اینطوري می فهمم که هنوز زنده ای
Far across the distance
در آن دور دست
And spaces between us
و فاصله ای که بین ما وجود داره

You have come to show you go on.
اومدی و نشون دادی که هنوز زنده ای
Near, far, wherever you are
نزدیک یا دور، هرجا که هستی
I believe that the heart does go on
مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه

Once more you open the door

یک بار دیگه در رو باز کردی
And you're here in my heart
و تو در قلب مني
And my heart will go on and on
و (با وجود تو در قلبم) قلبم به تپیدنش ادامه میده
Love can touch us one time
عشق ما رو دوباره به هم مي رسونه
And last for a lifetime
و برای آخرین بار توي زندگیم
And never go till we're one
و از من دور نخواهد شد تا ما یکی بشیم
Love was when I loved you
عشق فقط عشقی بود که من به تو داشتم
One true time I hold to
و زمانی كه بدون ریا تو رو در آغوش گرفتم
In my life we'll always go on
 ما همیشه با هم خواهیم بود

Near, far, wherever you are
نزدیک یا دور، هرجا که هستی
I believe that the heart does go on
مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه

Once more you open the door
یک بار دیگه در رو باز کردی
And you're here in my heart
و تو در قلب مني
And my heart will go on and on
و (با وجود تو در قلبم) قلبم به تپیدنش ادامه میده
There is some love that will not
go away
عشقهایی هستن که هیچ وقت از بین نمیرن
You're here, there's nothing I fear
تو اینجا با من هستی، و من دلیلی برای ترسیدن نمی بینم
And I know that my heart will go on
و می دونم که(با وجود تو) زنده مي مونم
We'll stay forever this way
و ما همیشه اینطور خواهیم بود
You are safe in my heart

تو هميشه در قلب من مي موني

And my heart will go on and on

و قلب من هميشه براي تو مي تپه


 
+ نوشته شده در  Tue 3 Nov 2009ساعت 9 PM  توسط ام  | 

رویای شیرینی است مرگ وقتی که در پایان همه ی کابوسها،در ابتدای لحظه ای آرام بیدار شوی...

شبی باید میان ما،بدون پود و پیراهن

پر از نیلوفران تو،پر از پروانگی من

پر از عریانی بوسه،پر از بیشرمی شبنم

                                                        به رفتار شقایقها،به روی جذر و مد تن

بباید غرق گل گردم،نفس در سینه ام محبوس

تنم شور سخن ،اما،زبانم الکن الکن

تو از آوای چشمانم به رقص آیی و نو گردی

من از آهنگ لبهایت،شبیه چشمه ای روشن

                             شبیه قاصدک گردی،سبک،همپای یک رویا

                          شوی پیغام آبادی به روی گونه های من...

اگر چشمت تمنا کرد،بمیرم پیش چشمانت

بنوشی شیره ی جانم،

                               در این شام یکی گشتن

غزل از ما نپرهیزد و ما هم از حضور او

شویم از بال و پر انبوه،به روی ابرها رفتن

                                                         به این رویای رسوایم مخند امشب گل نازم

                                                                 چنینم با تو،می بینی؟صریح و صادق و روشن!night-skin_com 301.jpg

 
بتاب اي ماه!

اي گوش روشنت محرم تمام كرمهاي ابريشم ساكت

بتاب تا هوايت را نوش كنم و مرهمي بگذارم بر وقفه ي از ياد برده ي نيشهاي زندگي...

بتاب تا چشمان مترسكهايم ،ديگر طعمه ي حمله ي جمعي ملخها نشوند

                            مي خواهم يك شب در خانه ات،در اتاقت ماوا بگيرم!

مي خواهم خود را حوصله كنم و سر فرصت، بادبادكي بسازم كه در مسابقه ي بادبادكها به اندازه ي سهم خودش بالا رود!

مي خواهم از تصوير "بوته و باران و بوسه"رد شوم و به ساقه هاي ترد تماشا برسم،

                                                                                 "به برگهاي سبز آگاهي"

مي خواهم راه را تا فهميدن بعد از تلاقي آب و آسمان،آب و جارو كنم و آن سوي پنجره هاي ناگهان را ببينم

مي خواهم به آبهاي سبز تجلي و اشراق برسم

اي ماه !

مرا تا رد شدن از تمام ترسهايم،همراهي كن!!!...

 

+ نوشته شده در  Tue 3 Nov 2009ساعت 9 PM  توسط ام  | 

آرزو دارم شبي عاشق شوي... آرزو دارم بفهمي درد را... تلخي برخوردهاي سرد را... مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني... مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني... مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 

عاقبت تنهایی.............................

 

بزار خیال کنم

 

هنوز ترانه هامو می شنوی،

 

هنوز هوامو داریو، هنوز صدامو میشنوی

 

بزار خیال کنم

 

هنوز یه لحظه از نیازتم،

 

 اگه تمومه قصه مون، هنوز ترانه سازتم

 

بزار خیال کنم

 

هنوز پر از تب و تاب منی،

 

 روزا به فکر دیدنم، شبا پر از خواب منی

 

بزار خیال کنم

 

هنوز توو دل تنگی هات غروب که میشه یاد من میفتی،

 

تویی که قصه طلوع عشقو گفتی اما دوست دارم رو نگفتی

 

بزار خیال کنم

 

منم اونکه دلت تنگ براش، اونکه وقتی تنهایی پر میشی از

 

 خاطره هاش اونکه هنوز دوسش داری ، اونکه هنوز هم نفسه

 

بزار خیال کنم

 

منم اونیکه بودنش بسه ، دوباره فال حافظو دوباره تویه فالمی

 

بزار خیال کنم

 

بزار اگر چه بی خیالمی ،اگر چه بی خیالمی

 

+ نوشته شده در  Fri 23 Oct 2009ساعت 3 AM  توسط ام  | 

 

بگذار گريه کنم ...

نه براي تو

 

 براي عشقي که مرده است

بگذار گريه کنم ...

.نه براي تو

 

براي صداقت که کمرنگ شده است

بگذار گريه کنم...

نه براي تو

 

براي غمها که يکنواخت شده است

بگذار گريه کنم

نه براي تو

 

براي آرزوها که از بين رفته اند

بگذار گريه کنم ...

نه براي تو

 

براي محبت ها که ساکت شده اند

 بگذار گريه کنم...

نه براي تو

 

.براي آدميان که بي تفاوت شده

....

بگزار گریه کنم...

بگزار گریه کنم...

بگزار گریه کنم...

بگزار گریه کنم...

.بگزار گریه کنم....

بگزار گریه کنم...

 

+ نوشته شده در  Fri 23 Oct 2009ساعت 3 AM  توسط ام  | 


cartpostaleto.blogfa

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو كلبه غريبي ام را پيدا كن كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام در كلبه را باز كن به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش را كنار بزن مرا خواهي ديد.... با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است نشسته ام پشت ديوار دردهایم

+ نوشته شده در  Thu 15 Oct 2009ساعت 5 PM  توسط ام  | 


        

  *****

دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلامش مرا درعشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

*****

نبودنت بهترين بهانه است براي اشک ريختن ...

ولي کاش بودي تا اشکهايم از شوق ديدارت سرازير ميشد ...

کاش بودي و دستهاي مهربانت مرهم همه دلتنگيها و نبودنهايت ميشد ...

کاش بودي تا سر به روي شانه هاي مهربانت مي گذاشتم

و دردهايم را به گوش تو ميرساندم... بدون تو عاشقي برايم عذاب است

ميدانم که نميداني بعد از تو ديگر قلبي براي عاشق شدن ندارم...

کاش ميدانستي که چقدر دوستت دارم و بيش از عشق بر تو عاشقم...

ميداني که اگر از کنارم بروي لحظه هاي زندگي برايم پر از درد و عذاب ميشود

 ميدانم که نميداني بدون تو ديگربهانه اي نيست براي ادامه ي زندگي جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما
معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچيک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه روحي ،دلتنگي ،صبوري ، اشک بيصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چيزي که زمان را به ياد من مياورد... و قبل از همه ي اينها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

*****

 


كارت پستال - زير بارون

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

بي وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوش دارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي

سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا

عمر مارا مهلت امروز و فرداي تو نيست

من که يک روز مهمان توام فردا چرا

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم

ديگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

تو از آن دگري، رو که مرا ياد تو بس

خود تو داني که من از کان جهان دگرم

 

+ نوشته شده در  Thu 15 Oct 2009ساعت 5 PM  توسط ام  | 


وقتی می خواست بره منو صدا كردوایساد و تو چشمای من نگاه كردگفت می دونی خودت 

واسم عزیزیاین اشكارم بهتره كه نریزیتقدیر ما هم از اول هم همین بودیكی تو آسمون

یكی زمین بود خدا نخواست همیشه پیشم باشیولی مهم اینه كه همیشه دوستم داشته باشی

تو تقدیر ماهرچی حیرونیهمال خطوط روی پیشونیهشاید اگه دائم بودی كنارمیه روز

می دیدی كه دوست ندارممیخوام برم كه تا ابد بمونمسخته واسه هردومون میدونمگریه

 نكن گریه هاتو نگه دارلازم میشه گریه واسه دیداراون كسی كه میخواد بشه ستارههیچ

 چارهای به جز سفر ندارهخودم میرم ولی عكسم تو قابهمی شنوه حرفو ولی بی جوابه

نذار كه نقطه ضعفتو بدوننپشت سر من و تو چیز بخوننمنتظرشعر ها ونامه هاتمهر

جا میری بدون منم باهاتم پپر من

عاشقی واقعآ بد دردی اونم وقتی که یک طرفه باشه!!!!

 

خیلی زود آمد و در دلم جای گرفت! اما هیف که همان طور که زود آمد زود نیز رفت.

می خواستمش با تمام وجود می خواستمش

ولی نمی دانست نمی فهمید و شاید نمی خواست بفهمد و

اندازه ی دوست داشتنم را درک کند.

یاد خاطراتمان با هم در آن مدت زمانی که با هم بودیم میفتم و

اشک سراسر چهره ام را همچون جویباری فرا می گرد

دلم می خواست حال نیز پیش من بود و

جای این که با اندوه و تنهایی خاطرات گذشته را یاد آور شوم با او آنها را به یاد می آوردم

و به خوشی لحظاتمان می خندیدم و خدا را شکر می کردم!

اکنون نیز می خواهم برای یک بار هم که شده ببینمش و

به او بگویم که:

((با تمام وجودم می خواهمت.))

           

+ نوشته شده در  Thu 15 Oct 2009ساعت 5 PM  توسط ام  | 


برای تو می نویسم که عاشقانه میخوانی درد دلم را....برای تو مینویسم ، برای تو که میدانم عاشقی یا در غم عشقت نشسته ای...مینویسم تا بخوانی ، من با یک دنیا احساس نوشته ام ، تو نیز با چشمان خیست بخوان....برای تو می نویسم که عاشقانه نامه هایم را ورق میزنی و آنچه که برای دلهامینویسم ، با یک عالمه احساس میخوانی....نامه های سوخت شده را یکی یکی ورق بزن ، مکانی که صفحه به صفحه آن جای قطره های اشک در آن پیداست...این قطره های اشک ، قطره های اشک من و آنهاییست که از ته دل متنهای مرا میخوانند....بخوان همراه با همه ، من نیز می نویسم برای تو و برای همه....نامه های گرد و خاک گرفته...این مکان کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه است ، برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم از دست دادن عشق نشسته اند و آنها که تنها در گوشه ای خسته اند...نامه های گرد و خاک گرفته، نامه هایست که هیچگاه صفحات آن که همه از جنس دل است به پایان نمیرسد... اما شاید روزی این دستهایم خسته از نوشتن کلام عشق شود...بخوان آنچه برای تو و برای همه عاشقان نوشته ام....بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم...ببین عشق چه غوغایی در این مکان به پا کرده....دلی آدمی را دیوانه کرده ، یک عاشق را مجنون کرده ....برای تو می نویسم...ای دوست...بخوان


کاش می شد خالی از تشویش شد
برگ سبز
تحفه درویش شد
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق
می آمد کنارش می نشست
کاش من هم یک قناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
بال در بال کبوتر می زدم
آن طرف ترها کمی سر می زدم

با قناری ها غزل خوان می شدم
پشت هر آواز پنهان می شد

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  Thu 15 Oct 2009ساعت 5 PM  توسط ام  | 

با یاد و نام او که تو را زندگی جاودان بخشید اغاز خواهم کرد

در خاطری که تویی دیگران فراموشند............

مهربانم زیباترین احساساتم را با قلم عشق نثار تو میکنم

و....به تو فکر میکنم... به تو که  که در گلزار وجودم اشیان کردی

و بر تار و پود تنم حروف عشق را ترنم فرمودی

پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه زیبایی چشمانت

هنوز در من شمعی روشن است

و من در انتهای غروب  نگاهم را به سوی مشرق چشمانت دوخته ام

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir   

دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم

برای همین تویی که پاسخ یکی از خواسته های تو این است

من برای از تو نگفتن هنوز جوانم

من چگونه از تو دور شوم تویی که ارام و بی صدا در دلم لانه کردی

و حالا معصومانه به من نگاه میکنی

تویی که تمام ذهنم را به یادت اغشته کردی

نگاه تو اسودیت و ارامشی است که مرا در یاد تو تسخیر میکند

میدانی............کاش میشد در بارانی که در دلم میبارد قدم میزدی

  


عشق تصوير خيالاتم بود اشک طوفاني چشمانم بود محو خورشيد نگاهش

 

امشب دل من تشنه ي آوازش بود سايه اي نيست بخوابم آرام عطشم لحظه

 

اي از ماتم بود شعر بارابهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

ن نخواندم هرگز نفسم همدم لبهايش ب

چشم به راهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دیوانه یک جرعه نگاهت هستمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

محتاج ترین روی ماهت هستمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

لبریز شدست کاسه صبرم ، آه...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

ای عشق ، بیا چشم به راهت هستمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

  

ود

 

 

+ نوشته شده در  Thu 15 Oct 2009ساعت 5 PM  توسط ام  |